تبلیغات
دانلود رایگان نرم افزار و بازی - مطالب دی 1390

به ترکه میگن این (!) علامت چیه؟ میگه شاشیدن ممنوع حتی یک قطره
به ترکه میگن چه وقت نه راه پس داری نه راه پیش؟؟؟؟
میگه وقتی که روی اره نشسته ام

ترکه می ره دانشگاه به ۲ دلیل می فهمن ترکه: ۱ - سامسونتش رو می ذاشت تو زنبیل ۲ - وقتی استاد تخته رو پاک می کرد اونم دفترش رو پاک می کرد
در پی کاهش خنده در سوییس ، مقامات این کشور اقدام به واردات ترک کردند
ترکه میره سوپر مارکت میگه یه مایع ظرفشویی خوب بدین ….. صاحب مغازه میگه : گلی خوبه؟ ….. ترکه میگه: مرسی سلام میرسونه

ترکه تلویزیون میخره بعد کنترلشو پس میاره به صاحب مغازه میگه بیا داداش این ماشین حساب توش بود ما حرومی بهمون نمیاد
یه ترکه می بینن طناب بسته به کمرش میگن چرا اینکارو کردی ؟ میگه می خوام خودکشی کنم! میگن چرا دور کمرت؟ میگه بستم دور گردنم دیدم دارم خفه میشم بازش کردم
به ترکه میگن یه جمله ی فلسفی بگو میگه: احمق ترین افراد کسانی هستند که به همه چیز اطمینان کامل داشته باشند. میگن: مطمئنی؟ میگه: صد در صد
از ترکه میپرسن: پیغمبر کی به رسالت رسید؟ میگه: ایلده بیلمیرم، من سید خندان پیاده شدم
شب دو تا ترک پیش هم می خوابند تا صبح دعوا می کنند که کی وسط بخوابه!!
ترکه داشته میمرده به پسرش میگه بعد از مرگ من به همه بگو بابام ایدز داشت ؛ پسرش میگه واسه چی ، میگه هم مریضیه با کلاسیه هم کسی سراغ مادرت نمیاد

ترکه رفته بوده تماشای مسابقه دو و میدانی، وسط مسابقه از بغلیش میپرسه: ببخشید، اینا واسه چی دارن میدون؟! یارو میگه: برای اینکه به نفر اول جایزه میدن. ترکه یوخده فکر میکنه، میپرسه: پس بقیشون واسه چی دارن میدون؟! ُ
ترکه شاکی میره ثبت‌احوال، میگه: آقا این اسم من خیلی ضایست، باید حتماٌ عوضش کنم. کارمنده ازش میپرسه، مگه اسمتون چیه؟ ترکه میگه: اصغرِ ان‌چهره!
کارمنده میگه: آره خوب حق دارید، باید حتماً عوضش کنید. حالا چه اسمی میخواید بگذارید؟ ترکه میگه: اکبرِ ان‌چهره!




تاریخ : یکشنبه 11 دی 1390 | 11:48 ب.ظ | نویسنده : علی زارعی | نظرات

با سلام

((جواب چیستان ها))

جواب(1)1-  دلاک کچل نیز پرسش هایی مطرح کرد که این پرسش ها در حقیقت،پاسخ پرسش های آن دختر بود.او پرسید اگر من شده آهو را گریزاندم،چه می کنی؟

2-اگر من خرسی شده دانه ها را بر چیدم چه می کنی؟

3-اگر من باغبان خردسالی شده گل را چیده چه می کنی؟

4-اگر من دامادی شده سیب را خوردم و بدن ترا در آغوش گرفتم چه می کنی؟

همین که پسرک دلاک این جمله را بر زبان راند دختر پادشاه فریاد کشید و گفت:ای دایه ها،معمای مرا پیدا کردند.و او را به پسرک دلاک داند.

جواب (2)  هر چند که این نوع خویشاوندی به ندرت اتفاق می افتد،ولی غیر ممکن نیست.

دو مرد را در نظر می گیریم که زنشان فوت کرده و هرکدام یک دختر دارند.اولی دختر دومی را به عقد خود در می آورد و دومی نیز دختر اولی را به زنی می گیرد و آندو پدر زن یکدیگر و در عین حال داماد هم محسوب می شوند.هر کدام از آنها صاحب پسری می شوند اگر کمی فکر کنید،متوجه  خواهیم شد که هر یک از این دو پسر نسبت به دیگری هم دایی محسوب می شود و هم خواهر زاده.

جواب(3)  پاسخ داد ((با تیر زهرآگین هدف قرار می گیرم))و بدین ترتیب از مرگ رهایی یافت.

جواب(4)    به یکی از دربانها نزدیک شده و از او می پرسد ((آقا اگر من از دربان دیگر بپرسم که در آزادی کدام است،کدامدر را نشان خواهد داد؟))هر دری را که دربان نشان دهد،می فهمد آن در درِ اعدام است لذا برعکس عمل کرده،از درِدیگر خارج خواهد شد.چرا؟علتش آن است که اگر جمله فوق را از دروغگو بپرسد،او چون دروغگوست بجای درِ آزادی ،در اعدام را نشان خواهد داد.لذا او برعکسش کرده از دری دیگر خارج می شود.و اگر از دربان راستش را بپرسد چون او راستگو است،عین عبارت دروغِ درغگو را بیان خواهد کرد و خواهد گفت:اگر از آن شخص(درغگو)بپرسی فلان در را نشان خواهد داد و چون دروغگو،درِ اعدام را بجای درِ آزادی معرفی خواهد کرد وعین گفته ی او را نیز راستگو تکرار کرده،مرد مبحوس آن را برعکس نموده از درِ آزادی خارج خواهد شد.                 جواب(5)  در لوزالمعده آدمی

جواب (6)  قارچ                     جواب(7)  مار

جواب(8)   خرگوش           جواب(9)  خدا                  جواب(10) آسمان و خورشیدوماه   جواب(11)  ابر                      جواب(12) آب جوی و رودخانه

متاسفانه کسی نتوانست به این سوالات جواب صحیح دهد به غیر از 2 نفر که برنده جایزه هم شدن

09364776673-09363473281 با تشکر از شما که در این مسابق شرکت کردید.



تاریخ : یکشنبه 11 دی 1390 | 10:50 ب.ظ | نویسنده : علی زارعی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.